هانيهاني، تا این لحظه: 15 سال و 9 ماه و 3 روز سن داره
هیامهیام، تا این لحظه: 10 سال و 5 ماه و 9 روز سن داره

هاني كوچولو

هانی کنار مامانی در شرکت

نقاشی میکشم حوصلم سر رفت مامان سی دی فیلم کارتون دانشمندان کوچولو رو واسم پخش میکنی ؟؟؟ خب حالا خوب شد یک سرگرمی پیدا کردم حالا برم واحد بغلی سر بزن اینجا اتاق رییسه ولی حیف که خودش نیست مثل قبل بهم بیسکوییت و شکلات بده به مامانی میگم زنگ بزن به رییستون ببین کی میاد بهم شکلات بده بهتره برم چون خبری از رییس نشد اینم کل عکس های من در اون روز خوب   ...
25 ارديبهشت 1393

جشن پایان تحصیلی 92-93هانی در مهد آیندگان پارس

محل برگزاری جشن آمفی تئاتر منطقه ویژه آهنگ بندری و هانی در حال خرابکاری متاسفانه با وجود شیطنت بنده مامان خانوم نتونست از من عکس های خوب بندازه توی جشن من همش کنار خاله مریم بود و این عکس رو خاله جونم از من انداخت من و ستایش خانوم حالا چرا بغض کردم معلوم نیست حالا نوبت میرسه به پذیرایی و شام   ...
25 ارديبهشت 1393

هانی با دوستاش

سلام بچه ها خوبید منم خوبه دوازده اردیبهشت عروسی پسرخاله مامانم دعوت بودیم کلی خوش گذشت و من چندتا دوست جدید پیدا کردم از این عکسها متوجه میشید که بقیه چقدر منو دوست دارن بخصوص دختر خانومای گل و منم خجالتی این دوتا فرشته زیبا خواهرزاده های آقا دوماد ( الینا و مبینا که جدیدا به اسم فاطمه و زینب تغییر یافتن) فاطمه خانوما میخواد کنارم عکس بندازه ولی من خجالتی حالا زینب خانوم هم اومد واسه عکس انداختن کنارم منم سربه زیر فاطمه خانوما از لامپ ماشینی که روی لباسم خاموش و روشن میشد خیلی خوشش اومده بزار در برم  که بخاطر من دعوا شد ...
14 ارديبهشت 1393

هانی در اردیبهشت 93

منو بابای مهربونم پارک ساحلی کنگان اداهامو داشته باشید منو پسرخاله گلم آقا مومن این اسکوتر بن تن با طرح و رنگ دلخواهم بابایی از قشم واسم کادو آورده من توی بغل مامان بزرگم  و اینجا دم درب خونه با کوله باری از علم تازه از مهد کودک برگشتم     ...
6 ارديبهشت 1393

هانی در نوروز 1393

سلام بچه ها سال نو مباررررررک امیدوارم سال خوبی داشته باشید و به همه آرزوهاتون برسید اینم ماهی های خوشگل من ما سال تحویل خونه عمه زهرا دعوت بودیم و اینم سفره هفت سینشون طبق معمول من نمیتونم یکجا بشینم و دارم از روی نرده های پله ی خونه عمه میرم بالا من توی این پانزده روز تعطیلات حسابی بهم خوش گذشت چون مامان و بابایی کنارم بودن و با هم میرفتیم گردش و تفریح و هفته اول حسابی خوش گذشت و با مهمونامون میرفتیم بیرون و لب دریا ساحل زیبای بنود از ساحل بنود کلی صدف جمع کردم و با ماسه ها بازی کردم و خرجنگ ها رو از نزدیک دیدم و حسابیییییی خوش گذشت این چوبو دست گرفتم که هرکی فضولی...
15 فروردين 1393

هانی در مهد اسفند 92

سلام دوستای گلم حالتون خوبه منم خوبه خوبم یادتونه بخاطر اون یک ذره شیطنت که داشتم خاله مدرس نیا باهام صحبت کرد که با بچه های مهد مهربونتر باشم و اگر کسی منو اذیت کرد بجای راه انداختن جنگ و دعوا  به خاله های مهد بگم تا اونا مشکل منو حل کنه سه روز متوالی پیش خاله مریم بودم و رابطه ام با دوستام خیلی خوب و صمیمی شد طوری که همه مربی ها از من راضی بودن و بخاطر این رفتاره خوبم یک کوروکودیل از مهد جایزه گرفتم   من و دوستم آقا بهزاد توی مهد اینم جایزه ی من کوروکودیل با کمک خاله مریم دارم کاردستی درست میکنم کاردستی : طبل بوسیله یک قوطی و بادکنک و دوتا چوب بستی همه این عکس ها را خاله مریم ...
10 اسفند 1392

کفشدوزک خوشگل هانی

کفشدوزک خوشگل من کی میدونه این چیه که روی انگشتم راه میره من کفشدوزک را از روی عکساش میشناختم اما الان دارم از نزدیک میبینمش من کفشدوزک را با نام انگلیسیش می شناسم و بهش میگم Ladybug ببینید کفشدوزک خوشگلم چقدر منو دوست داره و دورم میچرخه   ...
10 اسفند 1392

هانی با لباس فیلی

سلام بچه ها میدونید من خیلی خیلی خوش شانسم چون یک مربی مهربون دارم توی مهد که خیلی منو دوست داره و من هم عاشقشم  و این عکسها را روز تولدم خاله مریم از من انداخته چون میدونست فیل دوست دارم لباس فیل تنم کرد و ازم عکس گرفت . مربیمه میخوامش دوسش دارم می پامش هر چی دارم تو دنیا میخوام بشه به نامش     ...
2 اسفند 1392

عکس های هانی در بهمن 92

هانی در سپیدان دختر بچه ی آروم و دوست داشتنی پسر بچه ی شیطون بالای دیوار سد بستانو نایبند     بقیه عکس ها در ادامه مطلب هانی در سپیدان   دختر بچه ی آروم و دوست داشتنی پسر بچه ی شیطون بالای دیوار این نی نی نمیزاره باهاش بازی کنم سد بستانو   نایبند   طبیعت چاهمبارک این منم کیف به دست تازه از مهد برگشتم بفرمایید کیک تولد من درستش کردم و این دوتا آهن یعنی شمع های روی کیکه یک دو سه فوت کنید اینم وزنه...
2 اسفند 1392